تست همراه اول

سرویس خبر
15 شهریور 1399 ساعت 11:49
4 نظر

 

برترین خودرو ها برای جوان ها(قسمت دوم)

در این مطلب قصد داریم تا بهترین خودرو هایی را که برای جوان ها و خودرو اولی ها در سال 2020 وجود دارد را معرفی کنیم .

اما این هم از قسمت دوم


 

Kia Sportage


 

شک ندارم که تا به حال اکثر شما مدل های مختلف این خودرو را در خیابان های کشور خودمان  دیده اید. اسپورتیج  یکی از پر فروش ترین و خواستنی ترین خودرو های ساخت کیا است که  تا به شهرت خوبی رسیده است. البته ما این خودرو را در این لیست به عنوان یک خودرو ایده آل برای جوان ها و البته ماشین اولی ها معرفی می کنیم در حالی که در کشورما این خودرو صرفا مختص به قشر ثروتمند جامعه می شود. اسپورتیج تا به حال طراحی های زیادی را پشت سر گذاشته است. به احتمال زیاد اکثر افراد  قبول دارند مدل های 2010 تا 2015 بهترین طراحی  را در بین نسل های مختلف اسپورتیج در اختیار داشته اند . اما متاسفانه این طراحی خوب در جدید ترین مدل این خودرو به چشم  نمی آید. این خودرو در بخش جلو کاملا نا امیدمان می کند و آن طور که باید نمی تواند خوب ظاهر شود. چراغ ها به شدت روی اعصاب هستند و ظاهر جلو به هیچ عنوان برای یک کراس اوور 33 هزار دلاری مناسب به نظر نمی رسد. شاید بدترین اتفاقی که در جلوی خودرو رخ داده است به جلو پنجره آن مربوط  باشد که به هیچ وجه مناسب یک خودرو با این هیبت نیست. به طور کلی در مورد طراحی جلوی خودرو حس خوبی نداریم و بیشتر به جای این که به  یاد یک خودرو کراس اوور بیفتیم یاد یک هاچبک ارزان قیمت می افتیم. البته خوشبختانه کیا در قسمت کناری و عقبی خودرو دلگرممان می کند و آن چه  که از کیا انتظار می رود را می توان در این قسمت ها مشاهده کرد. خودرو اسپورتیج از کنار رخ  بسیار خوبی دارد و حس  یک  خودرو گران  قیمت را می دهد. رینگ های 17 اینچی جذابیت این مدل را  دو چندان می کند و البته که می توانید رینگ های 18 و یا 19 اینچی را نیز به صورت سفارشی داشته باشید. کیا برای این خودر 9 رنگ در نظر گرفته است که البته تمام رنگ ها عادی هستند و قرار نیست  که  کسی را غافلگیر کنند.
اما نوبتی هم که باشد نوبت پیشرانه است که خدارو شکر کیا در این قسمت عالی عمل کرده است. کیا برای این خودرو دو نوع  پیشرانه عرضه می کند. یکی از این پیشرانه ها یک مدل 4 سیلندر 2 لیتری است  که البته  در کنار آن  می توان یک توربو را نیز مشاهد کرد. اما مدل دوم  با یک موتور 2.4 لیتری نیز عرضه می شود. البته مدل دوم به صورت تنفس طبیعی کار می کند. خودرو اسپورتیج در 4 تریم عرضه می شود. تریم های LX – EX –S  تریم هایی هستند که مجهز به موتور 2.4 لیتری هستند و تریم SX   تنها تریم از این خودرو است که از موتور 2 لیتری توربو استفاده می کند. اما کدام  موتور برتر است. خب  تعجبی ندارد که موتور 2 لیتری توربو هم  کم مصرف تر و هم قدرتمند تر از نمونه تنفس طبیعی است. موتور 2 لیتری می تواند 240 اسب بخار توان برای این خودرو تولید نماید که بسیار مناسب و خوب به نظر می رسد  اما موتور 2.4 لیتری تنها  می تواند 181 اسب بخار توان تولید کند. خوشبختانه  اسپورتیج مجهز به موتور توربو عملکرد  فوق العاده ای را از خود به  نمایش می گذارد و به عنوان کراس اوور سایز متوسط می تواند 0 تا 100 را در تنها 7 ثانیه طی کند. اما مدل معمولی در حدود 2.5 ثانیه از مدل توربو  کند تر است که هنوز هم  بد تلقی نمی شود. کیا در زمینه سیستم انتقال قدرت هم دست  و دلبازانه عمل کرده و از یک گیربکس 6 سرعته اوتومات در تمام تریم ها استفاده کرده است. تازه اتفاقات خوب ادامه  دارد. تریم هایی که به موتور تنفس طبیعی مجهز هستند همه از سیستم FWD پشتیبانی می کنند این در حالی است که گران ترین تریم این خودرو از سیستم AWD استفاده می کند که خبر بسیار خوبی برای رانندگان حرفه ای به حساب می آید. در مورد  کیفیت رانندگی این خودرو باید گفت که کیا توانسته  آن  چیزی که از یک خودرو ساز حرفه ای را انتظار داریم را انجام دهد. این خودرو بسیار نرم است  و البته که به لطف قدرت مناسبش به راحتی می تواند در قسمت هایی که  نیاز به سرعت بیشتر حس می شود  شما را راضی نگه  دارد. البته که  باز هم  باید روی این خودرو به عنوان یک کراس اوور خانوادگی حساب  کرد پس در نتیجه خیلی کارهای سرعتی  با آن قابل درک  به نظر نمی رسد. اما در زمینه  کیفیت و طراحی  کابین خودرو باید بگوییم که انتظار طراحی  بهتری را داشتیم. کیفیت مواد به کار رفته در کابین این خودرو بسیار معمولی است  و البته که چینش اجزا در خودرو به ویژه در بخش کنسول خودرو کاملا عادی است و اصلا قرار نیست که شما را به وجد آورد.


 

البته  متاسفانه این عادی بودن در بعضی زمان ها  آن  قدر زیاد می شود که حتی حس یک کراس اوور 30 تا 35 هزار دلاری را هم منتقل نمی کند. ای کاش کیا مانند بحث پیشرانه که در آن جا عالی عمل کرده بود اینجا هم  کمی دست دلباز تر بود. این خودرو جای 5 سرنشین را دارد و فضای بار عقب نیز آنقدر بزرگ  هست که  به راحتی بتوانید 4 تا چمدان بزرگ را در آن جای دهید. البته اگر صندلی های عقب را بخوابانید این فضا به شدت افزایش پیدا می کند. در زمینه امتیازات در بخش امنیت این خودرو عملکرد متفاوتی در تست های معتبر از خود به جا گذاشته است. البته به طور میانگین و با توجه به امتیازات به دست آمده می توان این خودرو را یک خودرو امن  توصیف کرد. در پایان می توان این خودرو را یک انتخاب مناسب توصیف کرد که با قیمت نه چندان بالایش می تواند امکانات مناسب و درخور توجهی را عرضه کند.

Subaru Crosstrek Hybrid


 

سوبارو به طور کلی محصولات ارزان  قیمت زیادی دارد که البته  در مورد کیفیت  آن ها بحث های زیادی وجود  دارد. یعنی بعضی از آن ها خیلی خوب هستند و بعضی آن قدر بد هستند که حتی  بدترین های سال هم لقب می گیرند. اما این خودرو سوبارو یکی از آن خودرو هایی است که نه  تنها ارزان است بلکه بسیار با کیفیت بوده و از قضا جزو  پر فروش ترین خودرو های  بازار آمریکا نیز محسوب می شود. همین اول در مورد طراحی  خارجی بگوییم که  کاملا  معمولی  است. قرار نیست که اتفاق خاصی بیفتد. البته تمامی خودرو های سوبارو معمولی هستند واین اتفاق صرفا محدود به این خودرو نیست.  در بخش جلو ظاهر خودرو معمولی و البته دوست داشتنی است. انصافا سادگی این خودرو در بخش جلو  باعث شده تا زیبایی خاصی پیدا کند والبته که به  دل اکثر افراد بنشیند. زمانی که از کنار به این خودرو نگاه کنید انحانی قسمت عقب خودرو نظر شما را جلب می کند که تناقص آشکاری با انحانی قسمت جلو دارد و بیشتر شبیه یک شکستگی به نظر می رسد. البته در این قسمت ویژگی مانند رینگ های آلیاژی 18 اینچی  خود نمایی می کنند. اما پشت خودرو  از نظر من افتضاح است شما را نمی دانم؟ نمی دانم با وجود طراحی ظریف جلو و کنار خودرو چرا باید عقب خودرو این قدر خشن و زمخت طراحی شود.


 

معمولا طراحی های خشن و زمخت در جلوی خودرو ها به کار گرفته می شود اما در اینجا سوبارو کار برعکس انجام داده است. بدون شک بد ترین قسمت در طراحی پشت به برجستگی های سپر خودرو باز می گردد. در زمینه رنگ هم سوبارو خسیس تنها 4 رنگ قرار داده است و جالب است که حتی از قرار دادن رنگ مشکی  که در بین خودرو های دیگر معمولی ترین رنگ  محسوب می شود نیز اجتناب کرده است. در کل به طراحی سوبارو برای طراحی این خودرو نمره متوسط و رو به پایینی می دهیم. اما اگر به نام خودرو توجه کرده باشید عنوان هیبریدی بیشتر به چشم می آید. این خودرو از یک موتور مرکب استفاده می کند. در زمینه توان و پیشرانه نمی دانم بگویم که عمل کرد این خودرو بد است یا نه. در واقع  بر روی کاغذ مشخصات افتضاح کامل هستند اما در عمل ورق به کلی بر می گردد و این خودرو عملکرد درخشانی  از خود نشان می دهد. سوبارو برای این خودرو از یک موتور 4 سیلندر 2 لیتری استفاده کرده است که البته در کنار آن یک موتور الکتریکی و باتری وجود دارد. مجموع  توان تولیدی این مجموعه تنها 137 اسب بخار است. بر روی کاغذ افتضح اما در عمل این خودرو می تواند به کمک همین موتور نه  چندان قوی 0 تا 100 را در تنها 8 ثانیه طی نماید. البته سوبارو برای این خودرو یک گیربکس اوتومات نیز در نظر گرفته است وسیستم حرکتی را هم به صوزت AWD در نظر گرفته است که از نظر من  بسیار حرک سخاوتمندانه ای محسوب می شود. در عمل هم این خودرو سواری بی نظیری را به شما هدیه می دهد. همه چیز نرم و دوست داشتنی است و این خودرو به خوبی می تواند از پس وظایفش بر بیاید البته باز هم تاکید می کنیم که انتظار کار های سریع از خودرو های اقتصادی بسیار احمقانه به نظر می رسد  پس می توان گفت این خودرو برای یک خانواده فرهیخته  و دوست دار محیط زیست یک انتخاب طلایی محسوب می شود.


 

در مورد طراحی کابین این خودرو  همه چیز ساده است و قرار نیست که شما شگفت زده شوید. متریال کاملا معمولی است و سوبارو خیلی هزینه ای برای طراحی  داخلی خودرو نکرده است. در مجموع  این بخش طراحی داخلی هم آن چنان نظر را جلب  نمی کند ولی خب تجربه بدی هم محسوب نمی شود. این خودرو هم مانند دیگر کراس اوور های سایز متوسط  تنها جای 5 سرنشین را دارد و از لحاظ راحتی سرنشینان نیز موفق عمل می کند. در مجموع این خودرو یکی از بهترین انتخاب هایی است که هر کسی می تواند داشته باشد.

Kia Optima



 

بله احتمالا با این یکی هم خیلی آشنا هستید. اپتیما در بازار ایران حضور فعالی داشت  البته منظورم  الان نیست. متاسفانه مشکلات اقتصادی و البته مشکلات گمرکی در این یکی دو سال گذشته باعث شده تا کمتر شاهد حضور خودرو های با کیفیتی  چون اپتیما در بازار کشومان باشیم. اپتیما در بازار جهانی به عنوان یکی از سدان های خوش قیمت والبته  کار آمد  مطرح است که  می تواند نظر هرکسی را جلب کند. در واقع این هنر کیا است که می تواند خودرو هایی بسازد که  در نظر اکثر افراد خودرو های خوبی جلوه می کنند. در قسمت طراحی خارجی از این خودرو رضایت داریم. در قسمت جلو این خودر تا حدی خشن است اما  آن قدر نیست که شما  فکر کنید قرار است  سوار یک اسپرت  گران قیمت شوید. البته که از طراحی جلو نه راضی هستمیم و نه ناراحت. به نظر می رسید اگر کیا از یک جلو پنجره یک تکه و بزرگتر استفاده  می کرد بیشتر می توانست این خودرو را جذاب  کند ولی  با این حال هنوز هم  از طراحی  جلوی این خورد راضی هستیم. در کناره این خودرو رینگ های 16 اینچی هندسی ، بسیار به چشم  می آیند و انصافا هم  که زیبا طراحی  شده اند. در بخش عقب طراحی  زیباتری نسبت به  جلو  وجود  دارد که  با  وجود سادگی  جذابیت خاصی دارد. از پشت فکر می کنید که با خودرو گران قیمتی طرف هستید. کیا برای این خودرو 9 رنگ در نطر گرفته است که انصافا  تمامی این  رنگ ها همان رنگ هایی هستند که در نمونه های گران قیمت نیز مورد استفاده  قرار می گیرند. البته که کیفیت رنگ این خودرو به  پای نمونه های گران قیمت نمی رسد اما در زمنیه تنوع رنگی از این خودرو  کمال رضایت را داریم. اما نوبتی هم که باشد  باید برویم سراغ پیشرانه این خودرو. کیا برای خودرو اش سه  نوع  پیشرانه در نظر گرفته که انصافا تمام آن ها از قدرت خوبی برخوردار هستند. یکی از موتورهای استفاده شده در این خودرو یک نمونه 1.6 لیتری توربو است و دیگری یک 2 لیتری توربو است و دیگری نیز یک 2.4 لیتری است که تنها موتور تنفس طبیعی موجود برای این خودرو است. تمامی موتور های ذکر شده 4 سیلندر هستند. از لحاظ  توان های تولیدی موتور 2 لیتری توربو می تواند 240  اسب بخار توان تولید کند. موتور 1.6 لیتری توربو می تواند 178 اسب بخار توان تولید کند و موتور 2.4 لیترری تنفس طبیعی می تواند 185 اسب بخار توان تولید کند. خب واضح است که موتور 2 لیتری بسیار قدرتمند تر از دو موتور دیگر است اما دو موتور دیگر اختلاف بسیار اندکی با هم دارند. اوپتیما در زمینه شتاب گیری هم بسیار  موفق عمل می کند و می تواند در قوی تریمش در حدود 6.7 ثانیه 0 تا 100 را طی نماید. خوشبختانه عملکرد مدل های دیگر با موتور های دیگر نیز خیلی متفاوت با عملکرد مدل مجهز به موتور 2 لیتری توربو نیستند. مدل های دیگر به طور متوسط می تواندد 0 تا 100 را در 7.4 انیه طی نمایند. خوشبختانه در زمینه گیربکس نیز کیا  دست و دلبازانه عمل کرده است و می توانیم شاهد حضور یک گیربکس 6 سرعته اوتومات به صورت استاندارد  در این خودرو باشیم البته اگر به کار با گیربکس های حرفه ای علاقه مندید کیا این امکان را به شما می دهد تا بتوانید در این خودرو  از یک گیربکس نیمه حرفه ای 7 سرعته اوتومات نیز استفاده کنید. البته متاسفانه در زمینه سیستم حرکتی این خودرو کیا آن قدر ها که باید دست و دلبازانه عمل نمی کند و تنها سیستم FWD را عرضه می کند. در مورد کیفیت رانندگی به شدت این خودرو راننده را راضی نگه می دارد. کنترل فرمان به خوبی در دستان راننده قرار دارد و قرار نیست هیچ اتفاق عجیبی در حین رانندگی رخ دهد. البته که این خودرو می تواند در کورس های سرعت و شتاب گیری نیز حرف هایی برای گفتن داشته باشد. به راحتی می توان گفت که این خودرو برای این کارها شما را نا امید نخواهد  کرد. در زمینه مصرف سوخت کیا معقول عمل می کند. این به این معنا است که  نه پر مصرف است و نه کم مصرف البته کیا برای اینکه خیال شما را در مسافت های طولانی راحت کند در این خودرو یک باک تقریبا 70 لیتری قرار داده است تا در مسافت های طولانی به مشکل بر نخورید.


 

در زمینه طراحی داخلی  کابین همه چیز طبق روال معمول خودرو های اقتصادی ساده و بی آلایش در نظر گرفته شده است. البته طراحی  داخلی  این خودرو دوست داشتنی است و اصلا باعث نمی شود که فکر کنید در خودرو بی کیفیتی هستید البته زیبا ترین کابین برای این خودرو متعلق به تریم SX است که از دو رنگ برای صندلی ها استفاده کرده است و البته کیفیت متریال استفاده شده نیز به مراتب بالاتر است. خودرو کیا در دسته سدان های متوسط قرار می گیرد از این رو جای 5 سرنشین در آن تعبیه شده است که البته می توانند به راحتی در کنار هم بنشینند و به خصوص در مسیر های طولانی برای  آن ها مشکلی پیش نمی آید. خوشبختانه اوپتیما در زمینه امنیت سرنشینان نیز امتیاز های بسیار خوبی در تست های رانندگی کسب کرده است که باعث می شود آن  را یک خودرو بسیار امن  بنامیم. در پایان باید به بازه قیمتی این خودرو نیز اشاره کنیم. کیا برای این خودرو بازه قیمتی 23 تا 33 هزار دلار را در نظر گرفته که با توجه به امکانات این خودرو می توان گفت  که واقعا با خودرو با ارزشی طرف هستیم.

Ford Fusion



 

فکر نمی کنم که آمریکایی حاضر باشند بیش از این  بازار میان رده ها  و البته ارزان  قیمت ها را از دست بدهند. یکی از آن آمریکایی ها که همیشه سعی داشته در تمامی رده های بازار  حضور فعالی داشته باشد فورد افسانه ای است.  فورد نیز در این لیست یک سدان متوسط خوش قیمت دارد که مشخصات خوب و قابل قبولی دارد. در زمینه طراحی  فیوژن از کنار شباهت انکار ناپذیری با خودرو اپتیما دارد. قسمتی که شباهت این خودرو را به اوج خود می رساند از کنار این خودرو و قسمت عقب دو خودرو است. از جلو با خودرو خوش چهره ای طرف هستیم که تا شده است از ظاهر یک پیرمرد فاصله گرفته است. نسبت به طراحی  جلوی  اپتیما طراحی  فیوژن پویا تر و البته سنگین تر به  نظر می رسد. به شخصه  طراحی جلو فیوژن را به شدت می پسندم و معتقد هستم که در بین هم قیمت هایش یکی از خوش چهره ترین ها محسوب می شود. خوشبختانه فیوژن دارای رینگ  16 ، 17 ، 18 و حتی 19 اینچی است که می توانید هر کدام را که می پسندید انتخاب کنید. در بخش پشتی نیز طراحی معمولی و دوست داشتنی را می بینیم که البته آن چنان که باید رخ  طراحی جلو را ندارد ولی باز هم خوب محسوب می شود. فورد برای این خودرو 8 رنگ در نظر گرفته است. عمده رنگ های این خودرو در زمینه سفید هستند.  به عنوان مثال سفید روشن یا تیره. در کل می توان به طراحی این خودرو نمره بسیار قابل قبولی داد. در زمینه پیشرانه فورد نیز کاملا همان تصمیم کیا در مورد اپتیما  را  در اینجا تکرار کرده است. فورد 3 موتور را برای این خودرو در نظر گرفته است. یک موتور 1.5 لیتری توربو ، یک موتور 2 لیتری توربو و یک موتور 2.5 لیتری تنفس طبیعی در این خودرو به کار گرفته شده اند.  مانند آنچه  که  درباره اپتیما دیدیم این جا هم موتور 2 لیتری توربو از همه قوی تر است و می تواند 245 اسب بخار توان تولید نماید. اما موتور 1.5 لیتری توربو می تواند 181 اسب بخار توان تولید نماید و در نهایت موتور 2.5 لیتری می تواند در نهایت تلاشش 175 اسب بخار توان تولید کند. توان های تولیدی  توسط  این سه موتور بسیار مناسب به نظر می رسند و از آن ها به شدت می توان راضی بود. زمان های به دست آمده در تست  شتاب  گیری با توجه  به سنگین تر بودن فیوژن  نسبت به اپتیما کمی کند تر می شوند ولی هنوز هم تقریبا عملکرد مشابهی  با اپتیما دارد. فورد برای این خودرو تنها از یک گیربکس 6 سرعته اوتومات استفاده کرده است. البته فورد طی  یک تصمیم عاقلانه هر دو سیستم حرکتی FWD  و AWD را در این خودرو عرضه می کند.


 

در بخش طراحی کابین داخلی کابین این خودرو نسبت به کابین خودرو اپتیما به مراتب ساده تر است. در کابین این خودرو همه چیز ساده  و البته با کیفیت است  که حس خوبی را به سرنشینان این خودرو منتقل می کند. فضای داخلی خودرو این خودرو به اندازه 5 سرنشین جای کافی وجود دارد. بازه قیمیت این خودرو 23 تا 36 هزار دلار است و البته که مهمترین رقبایش خودرو های کره ای هستند.

Mazda CX-30



 

اما  آخرین خودرو لیست ما  یک کراس اوور با کیفیت و پر فروش است که به دست مزدا ساخته شده است. درباره ظاهر باید بگوییم که با خودرو لوکسی  طرف هستیم. در قسمت جلو طراحی کاملا دوست داشتنی و عالی به نظر می رسد. نحوه طراحی قسمت جلو خودرو بسیار خشن و تهاجمی به نظر می رسد. به شخصه طراحی  قسمت جلو و به خصوص چراغ های جلو را به شدت می پسندم و آن را ستایش می کنم. متاسفانه در کنار خودرو وجود قسمت پایینی که از پلاستیک فشرده هم هست به شدت روی روح و روان قرار می گیرد و حس بدی را به شما منتقل می کند. متاسفانه به کار گرفتن رینگ های 16 اینچی نیز به یکی دیگر از نقاط  ضعف این خودرو در زمینه طراحی  تبدیل می شود که به هیچ عنوان با وجود بدنه بزرگ برای اکثر افراد قابل قبول نخواهد بود. البته در قسمت پشت دوباره کمی امید وار می شویم. طراحی پشت خودرو دوست داشتنی و قابل تحسین است. باید این را بپذیریم که وجود نقطه ظعف در طراحی یک کراس اوور زیر 30 هزار دلار غیر قابل اجتناب است. در زمینه رنگ های خودرو نیز با محدودیت های خاص مزدا  روبه رو می شویم و تنها می توانید بین 7 رنگ انتخاب کنید که  خیلی جالب به نظر نمی رسد. در بخش پیشرانه خوشبختانه مزدا بر خلاف هیوندایی و نیسان ما را  نا امید نمی کند. مزدا برای خودرو خودش از یک موتور تنفس طبیعی 2.5  لیتری  استفاده می کند که می تواند در نهایت تلاشش 181 اسب بخار توان تولید کند. این توان کاملا برای این خودرو مناسب به نظر می رسد. البته مزدا  در خودرو خودش از یک گیربکس 6 سرعته اوتومات نیز استفاده کرده است  که به خوبی عمل می کند وشاید هم  فراتر از انتظار هم کار کند. در مورد سیستم حرکتی  مزدا برای این خودرو دو سیستم FWD و AWD را عرضه می کند. در زمینه کیفیت رانندگی به شدت از این خودرو می توان راضی بود. تا  قبل از این که به داخل کابین این خودرو نگاه کنید معنی کلمه ساده یک سوتفاهم  صد در صد محسوب می شده است. کابین این خودرو دیگر نهایت ساده  بودن است. البته می تواند یکی از بدترین طراحی های داخلی نیز نام بگیرد.


 

البته این طراحی ساده و بی روح فقط  محدود به این مدل نمی شود و تقریبا در تمامی مدل های این خودرو همین طراحی را می بینیم. خوشبختانه از لحاظ  فضای داخلی فضای مناسبی در مقابل سرنشینان قرار دارد که می توانند بدون دردسر در کنار هم بنشینند. در پایان باید به بازه قیمتی این خودرو اشاره کنیم. مزدا برای این خودرو بازه قیمیتی 21 تا 29 هزار دلار را در نظر گرفته است که به شدت اغوا  کننده به نظر می رسد. نظر شما چیست؟ آیا خودر های  دیگری را می شناسید که توان رقابت با این خودرو ها را داشته باشند؟



  15 شهریور 1399
1988 بازدید
4 نظر
3.00
  6 رای
نظرات کاربران

در حال بارگذاری