تست همراه اول

سرویس خبر
12 بهمن 1396 ساعت 15:40
1 نظر

 

چرا خودروهای الکتریکی شبیه خودروهای فیلم‌های علمی تخیلی نیستند؟

محبوبیت خودروهای الکتریکی در جهان رو به افزایش است. این خودروها بعضی از محدودیت‌های خودروهای بنزینی در طراحی را ندارند. با این حال باز هم می‌بینیم که قیافه و فرم کلی‌شان شبیه خودروهای بنزینی است. چرا خودروسازها دست به یک طراحی جذاب و خیره‌کننده، شبیه فیلم‌های علمی‌تخیلی، نمی‌زنند؟

ده یا بیست سال پیش با شنیدن نام خودروهای برقی یاد فیلمهای علمی‌‌تخیلی میافتادیم. قرار بود این خودورها آیندهی صنعت خودروسازی را به خود اختصاص دهند یا حداقل اینطور به نظر میآمد. حال که این مدل از خودروها جای خود را در بازار بین خودروهای دیزلی و بنزینی پیدا کردهاند، چرا شبیه هیچکدام از آن فیلمهایی که دیدهایم، شبیه تصوراتمان از آینده، نیستند؟

قبل از اینکه خودروهای الکتریکی وارد جریان اصلی بازار خودروی دنیا شوند بسیاری از ما تصور میکردیم (یا حداقل امیدوار بودیم) که قیافهی این وسایل جذاب شبیه خودروهای الکتریکی فیلم ترون: میراث یا همان لایت رانرها باشد. به هر حال خودروهای الکتریکی موتور احتراق داخلی، سیستم اگزوز و باک سوخت ندارند و به همین دلیل حتما دست طراحان این خودروها برای سنتشکنی و ساخت یک خودروی خیرهکننده و چشمگیر باز است.

اما این چیزی نیست که اکنون شاهدش هستیم. برای مثال یک رنو زوئی را کنار یک رنو کلیو پارک و آنها را با هم مقایسه کنید. هرچند تفاوتهای ظریف و نشانههای خاص طراحی به شما میفهماند که زوئی یک خودروی الکتریکی است و کلیو نیست، اما در مجموع قیافهی کلیشان تفاوت آنچنان با هم نمیکند و بسیار به هم شبیهند. راستش را بخواهید، زوئی در همان خط تولید کلیو و نیسان مارس مونتاژ میشود.

چه خبر است؟

خب این سوال پیش میآید که چرا طراحی خودروهای الکتریکی با وجود باز بودن دست طراحان در بخشهای مختلف، همچنان شبیه طراحی خودروهای بنزینی است؟ یک توجیه میتواند اقتصادی باشد: هزینهی اولیه برای استفاده از پلتفرم و طراحیِ از پیش موجود رنو کلیو برای مدل زوئی بسیار کمتر از هزینهی توسعه و طراحی یک مدل کاملا جدید است.

اما از طرف دیگر عدم خروج از طراحیهای یکنواخت معمول میتواند به علت خواست و کشش بازار و پاسخی به انتظارات و پیشبینیهای مشتریان باشد. خرید یک خودروی جدید برای هر مشتری یک سرمایهگذاری قابلتوجه به حساب میآید و مشتریان موقع دست به جیب شدن بسیار محافظهکار هستند. از آن طرف تولیدکنندگان هم معمولا میلیاردها پوند در طراحی و توسعهی مدلهای جدید سرمایهگذاری میکنند و طبیعی است که بخواهند از به فروش رفتن محصولشان مطمئن باشند.

اما اگر اقتصاد را کنار بگذاریم، احتمالا عدم تفاوت نه چندان زیاد طراحی خودروهای الکتریکی و بنزینی دلایلی فنی دارد. شرکتهای اتومبیلسازی دهههاست که وقت و سرمایهشان را صرف رفع نقصهای مدلهای فعلی کردهاند و توانستهاند طراحی آنها را از نظر ارگونومی، آیرودینامیک و ایمنی به بهینهترین حالت برسانند. دور شدن ناگهانی از طراحیهایی که امتحانشان را پس دادهاند در بخشهای مختلف میتواند هزینههای سنگینی در همان بخشها یا بخشهای دیگر داشته باشد.

مثلا آیرودینامیک را در نظر بگیرید. از آنجا که خودروهای الکتریکی موتور احتراق ندارند، از نظر تئوری میتوان قسمت جلو یا همان «دماغه» ماشین را حذف کرد. چیزی شبیه ماشینهای الکتریکی کلاسیک توزیع شیر که بین دههی 1960 تا 1990 هر روز به خانهها سر میزد تا آنکه بالاخره توزیع خانهبهخانهی شیر از مد افتاد.

خودروهایی که با چنین سبک و سیاقی ساخته شوند بیشک برجسته میشوند و سر و صدا به پا خواهند کرد. اما همین ماشینهای توزیع شیر به داشتن سرعت پایین مشهور بودند. این ماشینها به گونهای طراحی شده بودند که برای طبیعتِ کارشان، روشن و خاموش شدنهای متوالی و طی کردن فواصل کوتاه توزیع شیر، مناسب باشند که انصافا به خوبی انتظارات را هم برآورده میکردند. از آنجا در زمان کار آنها بیشتر ساکنین خواب بودند، صدای بسیار کم خاموش و روشن شدن موتورهای الکتریکیشان باعث آزار کسی نمیشد. اما سرعت کمشان باعث شده بود که نیازی به در نظر گرفتن آیرودینامیک برای بهبود بهرهوریشان نباشد.

الکتریکی: بله، آیرودینامیک: خیر

ولی وقتی یک شما یک خودروی سواری طراحی میکنید، باید به آیرودینامیک و بهرهوری توجه کنید. همیشه هنگام طراحی یک خودروی سواری برای مدلسازی کامپیوتری و یا آزمایش نمونههای کوچکمقیاس در تونل باد به منظور بررسی آیرودینامیک هزینهی زیادی میشود. هدف اصلی این کار آن است که بتوان مقاومت هوا در مقابل خودرو را در سرعتهای بالا کاهش داد، «ضریب پسار» را پایین آورد و در نهایت بهرهوری سوخت را افزایش داد.

به لطف تحقیقات و آزمایشات فراوان در سالهای اخیر، خودروهای سواری هاچبک یا صندوقداری که این روزها در بازار وجود دارند ضریب پسار بسیار پایینی (بین 0.23 تا 0.36) دارند. خودروهای الکتریکی در حال حاضر کمترین ضریب پسار را دارند: تسلا مدل 3 ضریب 0.23 و تسلا مدل ایکس/اس و تویوتا ضریب 0.24. با این حال همهی آنها شکل و شمایلشان شبیه خودروهای سنتی است و نه آن طراحیهای عجیب و غریب و متفاوت. تغییر دادن بنیادین سبک طراحی به معنی دور ریختن دههها پیشرفت و تحقیق در زمینهی آیرودینامیک خودروها و بازگشت به نقطهی صفر است.

چقدر مناسب هدف ماست؟

از بحث آیرودینامیک که بگذریم موضوع ارگونومی وسط میآید. اینکه چقدر راحت میتوان از یک ماشین استفاده کرد، چقدر ساده میتوان سوار یا از آن پیاده شد، فرمان، دستگیرهها، نمایشگرها، پدالها تا چه حد در دسترس راننده و سرنشینان هستند و چقدر هدفی که برای آن ساخته شدهاند را تأمین میکنند. این موارد روی ابعاد و اندازههای هر خودرویی اثر میگذارد. خودروسازها در حال حاضر برای اینکه خود را با نیازهای جامعهی در حال سالخورده شدن وفق دهند، خودروها را طوری طراحی میکنند که راحتتر بتوان واردشان شد یا از آنها خارج شد که این موضوع معمولا روی ارتفاع متوسط خودرو تاثیر میگذارد.

البته که طراحی خودرویی که هیچ خودرویی تا به حال شبیه آن ساخته نشده وسوسهکننده است، اما اگر راننده وقتی که قرار است سوار یا پیاده شود سرش مدام به بدنه‌‌ی خودرو بخورد یا برای رساندن پایش به پدال ترمز همواره در سختی باشد، مطمئن باشید که نمیتوانید تعداد زیادی از این محصول خوشقیافهتان را بفروشید.

آخ! ولی حداقل قیافه‌ی ماشینم خوشگله!

Euro NCAP یا «برنامهی ارزیابی خودروهای جدید اروپایی» برنامهای برای ارزیابی ایمنی خودروها در اروپاست که به صورت نامحسوس طی دو دهه گذشته روی شکل، فرم و اندازهی خودروهای در حال توسعه تاثیرگذار بوده است. توجه روی ساختار و ویژگیهای ایمنی قدرتمندتر (چه برای سرنشینان و چه برای عابرین) در سالهای اخیر افزایش داشته و نتیجهی آن تولید ماشینهای بزرگتر و سنگینتر بوده. اما این توجه روی شکل طراحی خودروها نیز اثر گذاشته است. اگر شرکتهای خودروساز بخواهند از از فرم فعلی خودروهایشان دور شوند و به طراحیهای عجیب و غریب روی بیاورند، این کار نه تنها در مرحلهی توسعه از نظر هزینه برایشان گران تمام خواهد شد بلکه ممکن است میزان ایمنی سرنشینان یا عابران را هم کاهش دهد.

تمام مواردی که تا به اینجا اشاره شد توجیهی برای این بود که چرا خودروسازها تمایلی به تغییرات بنیادین در طراحی خودروهای الکتریکی ندارند. اما آیا وضع به همین صورت باقی خواهد ماند؟ احتمالا خیر. تکنولوژیهای در حال توسعهی دیگری میتوانند شرایط بازی را تغییر دهند که مهمترین آنها تکنولوژی خودروهای خودران است. این خودروها میتوانند توجه را از روی ایمنی و ارگونومیک بردارند؛ چون با همهگیر شدنشان تعداد تصادفات به طرز قابل توجهی کاهش پیدا میکند و از طرفی وقتی خودرو خودش حرکت میکند، دیگر چه اجباری به نشستن روی صندلی راننده است؟ این موضوع میتواند دست طراحان را برای خلق مدلهای جذاب و خارقالعاده به اندازهی کافی باز کند. و اگر این اتفاق رخ دهد شاید بالاخره در خیابانها خودروهایی شبیه فیلمهای علمیتخیلی، شبیه رویاها و تخیلاتمان، ببینیم.




نظرات کاربران

در حال بارگذاری